وقتی تو پیروز می‌شدی من با غرور به همه می‌گفتم: اون دوست منه !
 
وقتی می‌باختی کنارت می‌نشستم و می‌گفتم :  من دوست توام . . .
چه زود گذشت
و تو چه زود مرا فراموش کردی
من را
خودت را
 و پلکانی که بسوی من ختم می‌شد
چه زود فراموش کردی
و چه زود مرا متهم به بی‌وفایی و فرصت‌طلبی کردی
کاش می‌توانستم در مقابل این اتهام سنگین از خودم دفاع کنم

کاش باور می‌کردی

کاش...

/ 8 نظر / 11 بازدید
تقویم صبورا

سلام مریم جون حالتون خوبه؟ تقریبا بهمن ماه بود که یه بار به وبلاگم سر زدید.... ادرس وبلاگتونو هرچقدر خواستم باز کنم...نشد[ناراحت] خطار میداد الان خوشحالم که موفق شدم چقدر این پستت قشنگه....تلخی سوتفاهما تو رابطه چقدر خوب توضیح دادی! از لینکتون هم متشکرم

منصوراولی

پس پيروزي هايش بر تو مبارك كم سر زدن ما هم بخاطر بي مهري شماست[شوخی]

منصوراولی

خواهش ميكنم [خجالت] هرچند نگفنه بوديد اجازه دارم يا نه اما من لينك كردم

داوود کنشلو

به حق چیزهای نشنیده

سحر

و من برگ بودم كه توفان گرفت و ديدم كه اين قصه پايان گرفت بهار تو آمد به ديدار من و آخر مرا از زمستان گرفت كوير تنت را به باران زدند تن آسمان از عطش جان گرفت تو مي رفتي و چشم من چشمه بود و من خيس بودم كه باران گرفت عجب بارشي بود بر جان من كه چون رودي از عشق جريان گرفت هواي تو بود و خيال تو بود كه دست مرا در خيابان گرفت حقيقت همين است اي نازنين كه چشمت غزل داد و ايمان گرفت تو و كوچه و آن زمستان سرد و من برگ بودم كه توفان گرفت سلام خوبی چطوری کم پیدایی ....اگه وقت كردي يه سر به من بزن ...خوشحال مي شم نظر گرمت در مورد پست جديدم بدونم

آرش

دنبال علت فراموشی دیگران نگرد خوش باشی